نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386
دست من نیست
دست من نیست چه کنم عاشقتم
شعر هر روز وهنوز و هر دفعم
واسه تو قلبم و قایق می کنم
می سپارم به دست دریای خدا
می شینم قایق و دریا رو تماشا می کنم
دست من نیست چه کنم عاشقتم
می شینم یه عمر تماشات می کنم
عکس چشمات و می گیرم روی چشمام می زارم
از کنار باغ ناز خنده هات
یه سبد بوسه می چینم به اتاقم میارم
دست من نیست چه کنم
آخه من عاشقتم
حاضرم به خاطرت پشت خورشید بشینم
تو آسمون داد بزنم
بزار مردم بدونن که دیوونم
آخه چیزی ندارم نشون بدم که عاقلم
آخه من عاشقتم
نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386 ساعت 15:2 توسط پرستو و سامان |

